اینجا تهرانه و اصلا توقع نداشته باش وقتی در کوچه پس کوچه های شهرت قدم
می زنی سر در خونه ای پرچم عزای حضرت زهرا سلام الله علیها رو ببینی و یا از
خونه ای صدای روضه بیاد.خیلی وقته که سفره ی روضه خونگی ها جمع شده و
همه هم دنبال بی برکتی زندگیشون؟!!!
اینجا تهرانه و شما، امشب که چند شب مونده به شهادت، خواسته یا نا خواسته به
عروسی یکی از اقوامتون دعوت شدید!
توقع نداشته باشید باور کنیم نه عروس و نه داماد و نه خانواده هاشون تقویم رو نگاه
نکرده باشن و لابد اگر هم می دونستن گفتند نه مانمی ذاریم تو عروسیمون گناه
بشه و مراعات می کنیم!
و فجیع تر از همه ی اینها تو همچین ایامی سالن های عروسی کرایه داده می شه!
ماشین عروس تزیین می شه و آرایشگاه ها شلوغ تره!
اینجا تهرانه و شب شهادت. وقتی سوار تاکسی می شی و خواهش می کنی به احترام
شب شهادت صدای ضعیفه رو خفه کنه، راننده اول از شنیدن وازه شهادت تعجب
می کنه و بعد با گفتن نچ صدا رو کم می کنه .
خنده مسافرین دیگه باعث می شه تو چند متر جلو تر پیاده بشی ....
اینجا تهرانه و مدرسه فرزندم برای دانش آموزان، در روز شهادت( روایت 75 روز) اردوی
تئاتر موزیکال همراه با گروه شعبده بازی گذاشته. ولا بد تقویم مدرسه هم ایراد داشته!
و این اولیاء مدرسه چه جوری میخوان به فرزندان ما تعلیم و تربیت یاد بدن در حالی که از
اساس خلقت غافلند و توجیهشون در جواب انتخاب این روز اینه که اگه مشکلی بود
وزارت ارشاد اجازه نمی داد...
و من نمی دونم چند تا مادر پیدا می شن که برای بچه شون این موضوع رو جا بندازن و
چند تا بچه حاضرند اون روزبه جای اردو به زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها گوش
بدن و اشک بریزند!
اینجا تهرانه و مردم حاضرند برای مرگ عمه بزرگ بابا شون که معلوم نیست چند سالش
بوده مشکی بپوشند اما اگر تو در این ایام برای مادر شهیده ی جوانت عزادار باشی و
مشکی پوش اولین سؤالشون اینه که چرا مشکی؟ و بعد ای بابا لباس تو چه اثری داره؟
اصلا می دونی چند قرن پیشه؟ و هزار حرف مفت دیگه . و چقدر خوب می شد اگر
می تونستی در جوابشون بگی قلب کوچک شما ظرفیت درک فاطمیه خدا را نداره.
پس تو جهل خودتون بمونید که شما هم از نسل همون مردمی هستید که
تما شا چی شدند.
اینجا تهرانه و من یک شب برای اینکه وقت دکتر داشتم مجبور شدم از مجلس روضه با
عجله دل بکنم و انگار در درونم هنوز نوای مادر مادر می پیچید.....
وارد مطب شدم . اینجا همه راحت نشسته بودند و بعضا شاد! صدای دستگاه برش گچ از
اتاقی می آمد، انگار دست شکسته ای را که خوب شده بودرا باز می کردند.
با خودم فکر کردم سال 11 هجری کسی بلد نبود آتل ببندد؟!! یا اصلا آتل مشکلی رو
حل می کرده ؟!!
آنطرف تر دو تا خانم مشغول صحبت بودند، یکیشون شال صورتی پر رنگی بر سرداشت.
لاک ناخن هایش هم با رنگ شالش ست بود. داشت به بغل دستی اش می گفت:
نمی دانم چی شده چند شبه از کمر درد خوابم نمی بره. خیلی نگرانم، تو رو خدا
دعا کن کمر دردم خوب بشه بتونم بخوابم.
با خودم شمردم 1،2،3،45،75،95 چند شب است بی بی نخوابیده؟!!
اینجا تهرانه و من دلم می خواد بلند بلند لعن غاصبین خلافت علی علیه السلام رو بگم
و ای کاش می شد صد هزار تا بنر چاپ کرد و رویش نوشت " لعن علی عدوک یا علی..."
و در گوشه گوشه شهر زد تا دیگر جایی برای همایش های مزخرف اینجا و آنجا در دهه
فاطمیه نباشد.
اینجا تهرانه یکی از سالنهای مجموعه ورزشی..... سانس منزلت( بالای 60 سال)
یکی از خانمهایی که مثلا مشغول ورزشه هجویاتی رو می خونه و بقیه دست می زنند
یا می رقصند. کسی بیکار نیست و من خیلی سریع به این نتیجه رسیدم که اینها همه
موهاشون رو تو آسیاب سفید کردن!
اینجا تهرانه و وقتی روز شهادت ما با کاروان عزاداریمون در سطح محل ، اقامه عزا
می کنیم خیلی ها، حتی مسجدی ها هم می گن، ای بابا این دیگه افراطه ،
دسته عزا مال عاشوراست و این جور آدم ها اصلا دلیل این حرکت رو نمی دونند و
نخواهند فهمید و حتی درک این رو ندارند که فاطمیه است که به محرم روح می ده!
اینجا تهرانه و سهم شهر داری محل ما در اقامه عزای دختر پیامبر (ص) فقط نصب بنری
که شاید غلط املایی هم داشته باشد.
اینجا تهرانه و من می ترسم از اینکه چند سال بعد مجبور باشیم ایام فاطمیه تو خونمون
عزاداری کنیم و دیگه گرفتن مراسم ایام فاطمیه ......
و اما.......
اینجا تهرانه و خدا رو صد هزار مرتبه شکرکه در محله ما هیأت هایی هستند که اقامه
عزای فاطمیه یکی از دغدغه هاشون محسوب می شه.
اینجا تهرانه و من کسانی رو می شناسم که دوست دارند این روزها نفسشان بالا نیاید
و حال و هوای دلشان گرفته . دوست دارن وقتی راه می روند دست به دیوار بگیرند و
دوست دارند روزی هزار بار به خودشان سیلی......
و خدا را شکر که هنوز هستند انسان های ولایتی که در عزای حضرت فاطمه اطهر سلام
الله علیها اشک می ریزند و برای غربت علی علیه السلام می سوزند.
اینجا تهرانه و هنوز هستند فاطمیونی که دوست دارند در عزای مادرشان جان بدهند.
نویسنده : خانم توتونچیان (سر دبیر ماهنامه بیرق)
پ.ن. دختر جوانی بود که در ظهر شهادت بی بی ، در میان مجلس روضه با روحش به
مادر دو عالم لبیک گفت.
شادی روح شهیده حضرت زهرا (س) خانم معصومه رزاقی صلوات.